Translation of "collegiate" into Persian

دانشگاهی, دانشجویی, دانشکده مانند are the top translations of "collegiate" into Persian.

collegiate adjective noun grammar

(obsolete) A member of a college, a collegian; someone who has received a college education. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دانشگاهی

    And no disabled person had ever done that — run at a collegiate level.

    و تا اون زمان هیچ فرد معلولی این کار رو نکرده بود — که در سطح دانشگاهی بدود.

  • دانشجویی

  • دانشکده مانند

  • Less frequent translations

    • وابسته به کلیساهای وابسته به هم
    • وابسته به یا برای دانشجویان
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "collegiate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "collegiate" with translations into Persian

  • (اسکاتلند) کلیسایی که دارای دو یا چند کشیش است · (امریکا) کلیساهایی که تحت سرپرستی مشترک چند کشیش اند · اتحادیه کلیسایی · کلیساهای وابسته به هم · کلیسایی که کشیش های آن در محوطه ی آن منزل دارند
  • (همکاران) دارای اختیارات متساوی · رجوع شود به collegiate
  • (کلیسای کاتولیک) این اصل : اختیارات و صلاحیت ها بین پاپ و اسقف ها مشترک است · اشتراک و تساوی اختیارات (بین همکاران)
  • (اسکاتلند) کلیسایی که دارای دو یا چند کشیش است · (امریکا) کلیساهایی که تحت سرپرستی مشترک چند کشیش اند · اتحادیه کلیسایی · کلیساهای وابسته به هم · کلیسایی که کشیش های آن در محوطه ی آن منزل دارند
Add

Translations of "collegiate" into Persian in sentences, translation memory