Translation of "colonize" into Persian

(امریکا) رای دهندگان را به طور غیر قانونی به ناحیه ی دیگری (برای رای دادن) فرستادن, (مردم را در نواحی مستعمراتی) اسکان دادن, به صورت مستعمره درآوردن are the top translations of "colonize" into Persian.

colonize verb grammar

(American) Alternative spelling of colonise. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (امریکا) رای دهندگان را به طور غیر قانونی به ناحیه ی دیگری (برای رای دادن) فرستادن

  • (مردم را در نواحی مستعمراتی) اسکان دادن

  • به صورت مستعمره درآوردن

  • Less frequent translations

    • تشکیل مستعمره دادن
    • ساکن شدن در
    • سکنی گزیدن
    • مستعمره ی خود کردن
    • نونشین شدن
    • نونشین گسیل کردن
    • پرگنه کردن
    • کوچ نشین ایجاد کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "colonize" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "colonize" with translations into Persian

  • پرگنهسازي ریشه
  • (جمع آن : cola - در معانی بیان یونانی) بند شعر (مرکب از چهار تا دوازده هجا) · (فرانسه) کوچ نشین (به ویژه اگر مالک مزرعه ی بزرگ باشد) · (نقطه گذاری) دو نقطه : (که قبل از نقل قول یا توضیح یا مثال یا یک سلسله ارقام و اقلام و غیره می آید) · (کالبد شناسی) قولون · ايلئوم · دوازدهه · دونقطه · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · روده ی بزرگ · رودهها · قولون · كولون · پسروده · ژژونوم · کولن (واحد پول کشور کاستاریکا و السالوادر) · کولون
  • استعمار · تاسیس مستعمره یامهاجرنشین
  • توانایی پرگنهسازی
  • خوش نشین · مستعمره نشین
  • (بخش میانی روده ی بزرگ که افقی است) ستون روده ی میانی
  • اسکان روستایی · پرگنهسازي كشاورزي
  • پرگنهسازي ريشهسپهر
Add

Translations of "colonize" into Persian in sentences, translation memory