Translation of "coma" into Persian
کما, اغما, رعشه are the top translations of "coma" into Persian.
coma
noun
grammar
A state of sleep from which one may not wake up, usually induced by some form of trauma. [..]
-
کما
Deep sleep [..]
The psycho that put you in a coma?
همونی دیوونه ای که باعث به کما رفتن تو بود.
-
اغما
nounHe was in a coma for five days before he passed away.
او پنج روز در حالت اغما بود و سپس فوت کرد.
-
رعشه
noun
-
Less frequent translations
- تشنجها
- دشتنظیمی
- سنكوپ
- منگی
- تاری
- رخوت
- (در برخی دانه ها) سرریشه (انبوه مویچه هایی که در تارک تخم وجود دارد)
- (در برخی میوه ها مانند آناناس) کاچک (انبوه برگچه ها در تارک میوه)
- (عکس برداری و فیلم برداری)ابیراهی عدسی
- (نجوم) استارسر (گاز ابر مانندی که هسته ی ستاره ی دنباله دار را احاطه کرده و با آن تشکیل راس استار را می دهد)
- (پزشکی)
- (گیاه شناسی - به ویژه در برخی نخل ها) برگ کاکل (انبوه برگهای کوچک تارک درخت)
- احتباس مايعات بدن
- اختلالات عصبي-هورموني
- بی حالی شدید
- بیهشی (حالت غش طولانی و ژرف که در اثر بیماری یا صدمه به وجود می آید)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "coma" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Coma
Coma (film)
+
Add translation
Add
"Coma" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Coma in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "coma" with translations into Persian
-
(نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) گیسو (که در آسمان نیمکره ی شمالی واقع است)
Add example
Add