Translation of "commemorative" into Persian
یادبودی, بزرگداشت, (تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود are the top translations of "commemorative" into Persian.
commemorative
adjective
noun
grammar
serving to commemorate, e.g., a person or event [..]
-
یادبودی
adjective nounSo every year, June 16, we will commemorate
به همین دلیل هر سال در ۱۶ ژوئن، ما مجلس یادبودی
-
بزرگداشت
In two weeks, we will celebrate Easter Sunday—commemorating the Savior’s triumph over death.
در دو هفته، عید پاک را جشن خواهیم گرفت—بزرگداشت پیروزی ناجی بر مرگ.
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود
-
Less frequent translations
- وابسته به یاد بود یا بزرگداشت
- یاد آورانه (commemoratory هم می گویند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "commemorative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "commemorative"
Phrases similar to "commemorative" with translations into Persian
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
-
یادبودی
-
یاداوری کننده
-
نشان يادبودي
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
Add example
Add