Translation of "competent" into Persian
شایسته, لایق, زرنگ are the top translations of "competent" into Persian.
competent
adjective
grammar
Having sufficient skill, knowledge, ability, or qualifications. [..]
-
شایسته
adjectivewe are able to be competent in their eyes but also be likeable.
باعث میشه درنگاهشون شایسته ومحبوب باشیم.
-
لایق
adjective -
زرنگ
adjectiveWhat a very competent and...
عجب آدم زبر و زرنگ و ...
-
Less frequent translations
- کافی
- لايق
- بسنده
- ماهر
- بسند
- متبحر
- کارامد
- چابک
- کاردان
- روا
- کارا
- متعلق
- (با: to) مجاز
- (حقوق) دارای اهلیت یا صلاحیت قانونی
- با کفایت
- ذی صلاحیت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "competent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "competent" with translations into Persian
-
رقابت کردن
-
شخص شایسته-فرد واجد شرایط
-
اطلاع · توان، توانائی · دانش · سررشته · شایستگی · صلاحیت · ظرفیت · علم · لیاقت
-
(حقوق) اهلیت قانونی · (زبان شناسی) توانش (competency هم می گویند) · اطلاع · باعرضه · بیاعرضه · تبحر · دانش · سررشته · شایستگی · صلاحیت · صلاحیت- شایستگی · علم · قابلیت · لیاقت · مهارت · کارایی · کاردانی · کفایت
-
نیروی انسانی ماهر(شایسته)
-
انگیزه شایستگی- انگیزه رقابت
-
نقاط قوت کلیدی
-
در تعارض بودن · رقابت کردن · رقابت کردن با · رقیب شدن · متضاد بودن · متقابل بودن · مسابقه دادن · هماوری کردن · همچشمی کردن · همکاری کردن
Add example
Add