Translation of "condition" into Persian

شرط, حال, حالت are the top translations of "condition" into Persian.

condition verb noun grammar

A logical clause or phrase that a conditional statement uses. The phrase can either be true or false. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شرط

    noun

    logical clause or phrase [..]

    I accept, but only on one condition.

    می پذیرم، فقط با یک شرط.

  • حال

    noun

    health status of a patient

    I know all of you are wondering about the condition of our dear, beloved pibbles.

    میدونم که همه شما در مورد حال عزیز دوست داشتنی مون پیبلز سوال دارید.

  • حالت

    noun

    This means his condition has moved to an advanced stage.

    معنيش اينه که شرايطش بايد به حالت پيشرفته رسيده.

  • Less frequent translations

    • وضعیت
    • وضع
    • شان
    • عارضه
    • موقعيت
    • سلامتی
    • مقام
    • مرتبه
    • ویژگی
    • نهاد
    • لازمه
    • پرورش
    • بهباش
    • خودادن
    • سامه
    • نقاهت
    • ورزیدگی
    • منزلت
    • خصلت
    • مرض
    • خوی
    • رتبه
    • (آموزش) تجدیدی (درامتحان)
    • (جسما) آماده کردن
    • (حقوق - درقرارداد یا وصیت نامه و غیره)
    • (حقوق) شرط قراردادن
    • (در قرارداد یا سند) پیش بینی کردن 3
    • (دستور زبان) عبارت شرطی (مثلا عبارتی که با if آغاز شود) 1
    • (روان شناسی) شرطی کردن
    • (عامیانه) بیماری
    • (قدیمی) قول و قرارگذاشتن
    • (منطق) پیش گزاره (قضیه ای که صدق و صحت قضیه ی دیگروابسته به آن است)
    • (مهجور) شخصیت
    • آمادگی (جسمی)
    • به حالت دلخواه در آوردن
    • تادیب کردن
    • تجدیدی کردن 0
    • تحت تاثیر قراردادن 7
    • تحمیل شرایط کردن 6
    • تصریح کردن
    • تعیین کردن
    • جرح و تعدیل کردن
    • دارای بازتاب شرطی کردن
    • دارای قید و شرط کردن
    • سلامتی کامل
    • شرط قبولی (که معمولا مستلزم انجام تکالیف اضافی است)
    • شرط قرارداد (یا وراثت نامه)
    • عادت دادن
    • قضیه ی اصلی 4
    • قید 2
    • ماده ی الحاقی
    • مشروط کردن
    • نمره ی مشروط دادن
    • ورزیده کردن
    • وضع اجتماعی
    • وضع سلامتی
    • چانه زدن 5
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "condition" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Condition
+ Add

English-Persian dictionary

  • شرایط

    Conditions of temperature, pressure, humidity, etc. of the atmosphere in a given place and at a given time

    شرایط دما، فشار، رطوبت و غیره جو در منطقه و زمان معین

  • وضعیت

    noun

    As for the condition, monsieur, they are all brand new.

    در مورد وضعیت آنها، مسی و، آنها تم اما نوهستند.

Phrases similar to "condition" with translations into Persian

Add

Translations of "condition" into Persian in sentences, translation memory