Translation of "cones" into Persian

مخروطها, مخروطها (اندام گیاهی) are the top translations of "cones" into Persian.

cones noun grammar

Plural form of cone. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مخروطها

    Geometry: Finished cylinders; now doing cones.

    هندسه: استوانهها تمام شدهاند و به مخروطها رسیدهایم.

  • مخروطها (اندام گیاهی)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cones" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cones" with translations into Persian

  • (جانور شناسی - در شبکیه ی چشم بیشتر مهره داران) یاخته ی مخروطی (که نسبت به نور ورنگ حساس است) · (در میکروفن و غیره) دیافراگم · (راهنمایی و رانندگی) میله ی مخروطسان · (گیاه شناسی) جوز کلاغ · بتو · برش مخروطی دادن به · رجوع شود به cone shell · قیف (بستنی) · مخروط · مخروط کاج · مخروطسان کردن · مخروطه (پلاستیکی یا فلزی و قابل حمل) که برای هدایت رانندگان در امتدادمسیر و غیره قرار می دهند) · مخروطی شکل کردن · میوه درخت کاج · میوه ی کاج · نوک قله ی آتشفشان (که به شکل فرورفتگی مخروط مانند است) · هرتخم یا میوه ی مخروطسان · هرچیز مخروط مانند · کوکنار
  • (فضاناو و موشک) کلاهک · جلوگاه · طاق رومی
  • مخروط کاج · میوه ی کاج · کاج بر · کاج میوه
  • درست · رجوع شود به windsock
  • سنگ مخروط مانند (مثلا در اثر انفجار اتمی)
  • مقطعنگاری رایانهای با اشعه مخروطی
  • برف و شیره (که در قیف های کاغذی می فروشند)
  • مخروط آتشفشانی
Add

Translations of "cones" into Persian in sentences, translation memory