Translation of "conjurer" into Persian

جادوگر, ساحر, تردست are the top translations of "conjurer" into Persian.

conjurer noun grammar

One who conjures, a magician. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جادوگر

    noun

    Your conjurer knows more than just parlor tricks.

    جادوگر شما بيشتر از چند حقه ساده بلده

  • ساحر

    noun
  • تردست

    A conjurer dabbling in black magic.

    يه تردست که با جادوي سياه خودش رو سرگرم ميکنه

  • Less frequent translations

    • مستدعی
    • (آدم) چشم بند
    • شعبده باز
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "conjurer" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "conjurer"

Phrases similar to "conjurer" with translations into Persian

  • تداعی کردن چیزی در ذهن کسی، تصویر کردن چیزی · سرزنش کردن
  • جادوگر
  • جادو · سحر · فریب · معجزه · کار خارق العاده · گول
  • (قدیمی) التماس · احضار ارواح (یا شیاطین یا اجنه) · استدعا · افسون · تبلیغات · جادو · جادوگری · سحر · شعبده بازی · فریب · معجزه · ورد · چشم بندی · کار خارق العاده · گول
  • (از راه ورد و جادو) احضار روح کردن · (به ویژه با سوگند) استدعا کردن · (در اصل) هم قسم شدن · (شیاطین یا اجنه را)فراخواندن · افسون کردن · التماس کردن · تردستی کردن · جادو کردن · سرزنش کردن · سوگند دادن · شعبده بازی کردن · طلسم کردن · قسم دادن · لابه کردن · هم سوگند شدن (در توطئه و غیره) · هم پیمان شدن
  • (از راه ورد و جادو) احضار روح کردن · (به ویژه با سوگند) استدعا کردن · (در اصل) هم قسم شدن · (شیاطین یا اجنه را)فراخواندن · افسون کردن · التماس کردن · تردستی کردن · جادو کردن · سرزنش کردن · سوگند دادن · شعبده بازی کردن · طلسم کردن · قسم دادن · لابه کردن · هم سوگند شدن (در توطئه و غیره) · هم پیمان شدن
Add

Translations of "conjurer" into Persian in sentences, translation memory