Translation of "cons" into Persian
قنسول, پاسبان, کنسول are the top translations of "cons" into Persian.
cons
verb
noun
grammar
Plural form of con. [..]
-
قنسول
-
پاسبان
noun -
کنسول
-
Less frequent translations
- (حرف) بی صدا
- تقدیس شده
- ساختار
- ساختمان
- قانون اساسی
- متبرکه
- متحد
- مشترک
- مشروطه
- نکات منفی
- وابسته به قانون اساسی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cons" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
CONS
+
Add translation
Add
"CONS" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for CONS in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "cons"
Phrases similar to "cons" with translations into Persian
-
(روان شناسی) کردار انگیزانه · (زبان شناسی - در مورد افعال برخی از زبان ها) کوشش نما · وابسته به میل و رغبت
-
پیشوند: رجوع شود به -com (پیش از v,s,q,n,j,g,d,c و گاهی f می آید) [confrere]
-
(زیردریایی) برج دیدبانی (که مدخل زیردریایی هم هست) · (ناوهای جنگی) اتاقک زرهی (که ناخدا هنگام نبرد از آنجا دیدبانی و فرماندهی می کند) · برج هدایت
-
(دستور نواختن موسیقی) با لطافت و احساس (بنوازید) · با اشتیاق و فداکاری
-
(دستور نواختن موسیقی) به طور محزون (بنوازید)
-
(آمریکا- خودمانی - مخفف : confidence man) کلاهبردار · گوشبر (con artist هم می گویند)
-
رجوع شود به chili con carne
-
(مخفف) رجوع شود به criminal conversation
Add example
Add