Translation of "consolation" into Persian
تسلی, دلداری, تسکین are the top translations of "consolation" into Persian.
The act of consoling. [..]
-
تسلی
nounHe found consolation, in watching the horse's shadow.
خاطر خود را به تماشای سایهٔ اسب تسلی داد.
-
دلداری
nounThe older brother consoled and carefully helped the younger brother back into the house.
برادر بزرگتر با دلداری و دقّت برادر کوچکتر را در بازگشت به خانه کمک کرد.
-
تسکین
nounI am imperfectly consoled for this disappointment by the sacred pledge, the perished flower.
گل پژمردهای که یادگاری مقدس است، تا حدی مرا تسکین میدهد و آتش شوقم را خاموش میکند.
-
Less frequent translations
- دلگرمی
- تسلیت
- دلخوشی
- (شخص یا چیز) مایه ی تسلی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "consolation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Consolation" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Consolation in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "consolation" with translations into Persian
-
کنسول بازی دستی
-
شبیهساز کنسول بازی
-
تسلیت گفتن
-
تسلیت گوینده
-
کنسول مدیریت Exchange
-
(اتومبیل) داشبرد · (رادیو و تلویزیون و کامپیوتر)جعبه (که دستگاه در درون آن قرار دارد و معمولا روی کف اتاق قرار می گیرد) · (معماری) کنسول (پیش آمدگی نقش و نگاردار دیوار که روی آن مجسمه یا تاقچه یا تیر سقف و غیره را قرار می دهند) · (موسیقی) میز ارگ (که کلیدها و رکاب ها و سایر ابزار نواختن بر آن سوار شده است) · (هواپیما و کامپیوتر و غیره) صفحه فرمان · بخش برجسته ی بین دوصندلی جلو · تسلی دادن · تسلیت گفتن · دلجویی کردن · دلداری دادن · رجوع شود به console table · گنجانه
-
(انگلیس) اوراق قرضه ی دولت انگلیس (به ویژه اوراقی که از سال 1571 منتشر شده است)
-
سیستم مدیریت