Translation of "consultant" into Persian
مشاور, رایزن, رهنمون are the top translations of "consultant" into Persian.
consultant
noun
grammar
a person or party that is consulted. [..]
-
مشاور
nounprofessional who provides advice in his specific field of expertise
The place is used during the day as a doctor's consulting rooms.
این جا در طول روز برای اطاق دکترهای مشاور استفاده میشود.
-
رایزن
-
رهنمون
noun
-
Less frequent translations
- (انگلیس) پزشک ارشد
- مشاور فنی
- کنکاش گر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "consultant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "consultant" with translations into Persian
-
جلسه ی مشاوره (به ویژه جلسه ی مشورتی چند پزشک) · رایزنی · سگالش · شور · مذاکره · مشاوره · مشورت · همایش کنکاشی · همفکری · کنسولتاسیون · کنکاش
-
مشاوره ای · مشورتی · کنکاشی (consultatory هم می گویند)
-
مشاوره
-
مشورت کردن
-
(مهجور) مشورت · (مهجور) نقشه کشی کردن · اعطا کردن · بازگشت کردن به · درد دل کردن · رایزنی کردن · رجوع کردن به · سگالش · سگالش گری کردن · سگالیدن · شور · طرح ریزی کردن · مد نظر گرفتن · مراجعه کردن · مراجعه کردن به · مشاوره کردن · مشورت کردن · مورد ملاحظه قرار دادن · نظرخواهی کردن · نگاه کردن · همفکری کردن · پیروی کردن · کنکاش · کنکاش کردن
-
گروه مشاوره تحقیقات بینالمللی کشاورزی
-
یا هرواشم هنياعم
-
مشاور مدیریت
Add example
Add