Translation of "contending" into Persian
ستیزه کننده, مجادله کننده, مخالف are the top translations of "contending" into Persian.
contending
noun
verb
grammar
Present participle of contend. [..]
-
ستیزه کننده
-
مجادله کننده
-
مخالف
noun adjectiveMy father, indeed, imposed the determination, but since his death, I have not a legitimate obstacle to contend with;
پدرم در واقع با تصمیم من مخالف بود اما از وقتی فوت کرده به هیچ مانع قانونی برای اجرای تصمیم برنخوردهام؛
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "contending" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "contending" with translations into Persian
-
(ورزش و سیاست و مباحثه و غیره) حریف · ستیزنده · مسابقه · هماورد
-
استدلال کردن · برآمدن · برابری کردن · تناقض داشتن · جدال کردن · جر و بحث کردن · جنگیدن · حریف شدن · دست و پنجه نرم کردن · رقابت کردن · رقیب شدن · ستیزه کردن · ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن · ستیزیدن · مباحثه کردن · مبارزه کردن · مخالفت کردن با · مسابقه دادن · مناظره کردن · نزاع کردن · هم چشمی کردن · هماوری کردن
-
اکتفا کردن
-
استدلال کردن · برآمدن · برابری کردن · تناقض داشتن · جدال کردن · جر و بحث کردن · جنگیدن · حریف شدن · دست و پنجه نرم کردن · رقابت کردن · رقیب شدن · ستیزه کردن · ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن · ستیزیدن · مباحثه کردن · مبارزه کردن · مخالفت کردن با · مسابقه دادن · مناظره کردن · نزاع کردن · هم چشمی کردن · هماوری کردن
-
استدلال کردن · برآمدن · برابری کردن · تناقض داشتن · جدال کردن · جر و بحث کردن · جنگیدن · حریف شدن · دست و پنجه نرم کردن · رقابت کردن · رقیب شدن · ستیزه کردن · ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن · ستیزیدن · مباحثه کردن · مبارزه کردن · مخالفت کردن با · مسابقه دادن · مناظره کردن · نزاع کردن · هم چشمی کردن · هماوری کردن
Add example
Add