Translation of "continence" into Persian

عفت, پرهیزگاری, پرهیزکاری are the top translations of "continence" into Persian.

continence noun grammar

The voluntary control of urination and defecation. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عفت

    noun
  • پرهیزگاری

    noun
  • پرهیزکاری

  • Less frequent translations

    • تعادل
    • توانایی نگهداشتن پیشاب و مدفوع (در برابر:incontinence - در مورد بیماران و سالمندان به کار می رود)
    • خویشتن داری
    • میانه روی
    • پرهیز از جماع
    • کف نفس
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "continence" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "continence" with translations into Persian

  • افریقا · قاره ی سیاه
  • پرهیزکارانه
  • پرهیزگاری
  • (مهجور) محدود کننده · (نادر) ظرف · (پزشکی) قادر به نگهداشتن پیشاب یا مدفوع · اقلیم · خوددار · خویشتندار · دارای کف نفس · درون نگهدار · عزب · قاره · قیدآور · میانه رو · پرهیزکار · پرهیزکننده از جماع (به خاطر ملاحظات مذهبی) · کشخر
  • قاره تخیلی
  • (مهجور) محدود کننده · (نادر) ظرف · (پزشکی) قادر به نگهداشتن پیشاب یا مدفوع · اقلیم · خوددار · خویشتندار · دارای کف نفس · درون نگهدار · عزب · قاره · قیدآور · میانه رو · پرهیزکار · پرهیزکننده از جماع (به خاطر ملاحظات مذهبی) · کشخر
  • (مهجور) محدود کننده · (نادر) ظرف · (پزشکی) قادر به نگهداشتن پیشاب یا مدفوع · اقلیم · خوددار · خویشتندار · دارای کف نفس · درون نگهدار · عزب · قاره · قیدآور · میانه رو · پرهیزکار · پرهیزکننده از جماع (به خاطر ملاحظات مذهبی) · کشخر
Add

Translations of "continence" into Persian in sentences, translation memory