Translation of "contrive" into Persian

طرح ریزی کردن, تدبیر, ساختن are the top translations of "contrive" into Persian.

contrive verb grammar

To form by an exercise of ingenuity; to devise; to plan; to scheme; to plot. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • طرح ریزی کردن

    verb
  • تدبیر

    they had another contrivance for taking my measure.

    مردان تدبیر دیگری برای تعیین اندازه من بکار بردند.

  • ساختن

    verb

    but well contrived to defend them from all injuries of cold and heat.

    اما راحت بخش است و در ساختن آنها چنان ابتکار نمودهاند که ایشان را از گزند سرما و گرما در امان نگاه میدارد.

  • Less frequent translations

    • (با مهارت و ابتکار) ساختن
    • (برای هدف های شوم) نقشه چینی کردن
    • ابداع کردن
    • اختراع کردن
    • تاسیس کردن
    • تبانی کردن
    • تدبیر کردن
    • ترتیب دادن
    • تعبیه کردن
    • تنظیم کردن
    • توطئه کردن
    • درست کردن
    • زمینه سازی کردن
    • طرح کردن
    • نقشه کشیدن
    • چاپ زدن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "contrive" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "contrive" with translations into Persian

  • اختراع کردنی · اندیشیدنی · تدبیر کردنی
  • ابداع · ابزار · اختراع · اسباب · الت · اهمال · تبانی · تدبیر · تعبیه · تمجمج · تمهید · توطئه · حیله جنگی · دست ساخت · دستگاه · ساختن · طرح ریزی · فلان چیز · ماشین · هرچیزی که با مهارت و ابتکار درست شده باشد · وسیله · چیز
  • طرح ریز · مدبر · کوشا وزرنگ
  • تصنعی · تمهید شد · ساختگی · مصنوعی · وانمود شده
Add

Translations of "contrive" into Persian in sentences, translation memory