Translation of "conventioneer" into Persian
(کسی که در اجلاس یا گردهمایی شرکت می کند) همایشگر is the translation of "conventioneer" into Persian.
conventioneer
noun
grammar
A person attending a convention [..]
-
(کسی که در اجلاس یا گردهمایی شرکت می کند) همایشگر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "conventioneer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "conventioneer" with translations into Persian
-
توافق با ایین و رسوم · هم رنگی با ایین و رسوم
-
برطبق یین ورسوم قراردادی · مطابق قرارداد
-
پیروی ازیین های قراردادی ورسمی
-
(قاعده یا روش یا شکل) عرفی · سنت پرستی · سنتی · سنتی یا عرفی بودن · عرف پرستی · پیروی از عرف
-
(ادب و هنر) به سبک متداول درآوردن · با آداب و رسوم وفق دادن · ساده و سنتی کردن · سنتی کردن · عرفی کردن · متعارفی کردن
-
شرایط
-
پیروی ازیین های قراردادی ورسمی
-
(قاعده یا روش یا شکل) عرفی · سنت پرستی · سنتی · سنتی یا عرفی بودن · عرف پرستی · پیروی از عرف
Add example
Add