Translation of "cooked" into Persian

cooked adjective verb grammar

Of food, that has been prepared by cooking. [..]

Automatic translations of "cooked" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"cooked" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for cooked in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "cooked" with translations into Persian

  • کباب کردن
  • آشپزی روزنرانی
  • (امریکا) مسابقه ی آشپزی
  • (انگلیس - عامیانه) دستکاری کردن (در سند و غیره) · (عامیانه) خراب کردن · (موسیقی جاز) نواختن (به ویژه : فی البداهه و با شور نواختن) · آشپز · آشپزی · آشپزی کردن · بدجلوه دادن · تقلب کردن · جیمز کوک (دریانورد انگلیسی و کاشف استرالیا و زلاندنو و جنوبگان) · حاضر کردن · حساب سازی کردن · خوراک پزی کردن · داغ کردن · در معرض گرما قرار دادن · سرآشپز · ضایع کردن · طباخ · طبخ کردن · مخدوش کردن · مهیا کردن · پخت و پز · پخت و پز کردن · پختن · پخته · پخته شدن · پزاندن · پزنده · پزیدن · پنهان شدن
  • کوره
  • غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
  • آبپزكردن · آشپزی · دست پخت · كبابپزي · نيمجوشكردن · پخت · پخت و پز · پختن
  • اختراع کردن · تاسیس کردن · درست کردن · ساختن · چاپ زدن
Add

Translations of "cooked" into Persian in sentences, translation memory