Translation of "coolness" into Persian

سردی, خنکی, خُنَکا are the top translations of "coolness" into Persian.

coolness noun grammar

(uncountable) The state of being cool, as in chilly. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سردی

    Dervish stands beneath them, cool as a chunk of ice, hands pressed together.

    درویش، به سردی قطعهای یخ، زیر پای آنهاست و دستهایش را به یکدیگر میفشرد.

  • خنکی

    But you may come again in the cool of to morrow morning.

    ولی میتوانید توی خنکی فردا صبح برگردید اینجا.

  • خُنَکا

  • Less frequent translations

    • ملایمت
    • خون سردی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "coolness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "coolness" with translations into Persian

  • (از نظر رفتار یا گفتار) سرد · (امریکا - خودمانی) خیلی خوب · (جامه و پتو و غیره) سرد · (خودمانی) بی تفاوت · (دوستی و عشق و غیره) فروکش کردن · آبی فام · آرام · بسیار خوشایند · بی ادب (و خونسرد) · بی اعتنا · بی غیرت · تگرگی · حالت عمودی · خنك · خنک · خنک (سردی خوشایند) · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · خوددار · خونسرد · سبز فام (رنگ های ((سرد)): انواع رنگ های سبز و آبی) · سرد · سرد کردن · سرد کردن یا شدن 2 · سردکردن · شیرین (بیشتردر مورد پول) 0 · عالی · غیرصمیمانه · مامانی 1 · مهارشده · مک · نادوستانه · ناهمگون · وقار · چاییدن · چاییده · گستاخ (و بی اعتنا)
  • دوره فرونشینی
  • خنک کردن
  • فرد معقول و منطقی
  • کول جز
  • خنک شدن · خنک کردن · سردکردن
  • خنكسازي · خنک سازی · سرمایش · پيشسرمايش
  • خنککاری با هوا
Add

Translations of "coolness" into Persian in sentences, translation memory