Translation of "coping" into Persian
کتیبه, سردیوار, (معماری - سر دیوار که معمولا به شکل 8 ساخته می شود) هره are the top translations of "coping" into Persian.
coping
noun
verb
grammar
Present participle of cope. [..]
-
کتیبه
noun -
سردیوار
-
(معماری - سر دیوار که معمولا به شکل 8 ساخته می شود) هره
-
رخ بام
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "coping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "coping" with translations into Persian
-
(با هم) جور کردن · (با: with) از پس (چیزی یا کسی) برآمدن · (قدیمی - با: with) پرداختن (به کاری) · (معماری) روی هم قرار دادن · (مهجور)رقابت کردن با · آسمان · آسمانه · اتاق · از عهده برآمدن · برآمدن · برابری کردن · تحمل کردن · جامه ی بلند و گشاد کشیشان · جبه · جوابگو بودن · حریف شدن · دارای کتیبه یا هره کردن · رجوع شود به coping · ردا · روبررو شدن با · ساختن (با وضع و غیره) · سایبان · سر و کار داشتن با · هره بندی کردن · هماوری کردن · پرده · پوشاندن · چیره شدن · کتیبه
-
رقیب- همکار
-
ملاقات كردن
-
اره منبت كارى · اره مویی · اره ی مویی · اره ی کمانی
-
سنگ کتیبه
-
(با هم) جور کردن · (با: with) از پس (چیزی یا کسی) برآمدن · (قدیمی - با: with) پرداختن (به کاری) · (معماری) روی هم قرار دادن · (مهجور)رقابت کردن با · آسمان · آسمانه · اتاق · از عهده برآمدن · برآمدن · برابری کردن · تحمل کردن · جامه ی بلند و گشاد کشیشان · جبه · جوابگو بودن · حریف شدن · دارای کتیبه یا هره کردن · رجوع شود به coping · ردا · روبررو شدن با · ساختن (با وضع و غیره) · سایبان · سر و کار داشتن با · هره بندی کردن · هماوری کردن · پرده · پوشاندن · چیره شدن · کتیبه
Add example
Add