Translation of "cording" into Persian
(پارچه) سطح شیاردار (مثل شیارهای مخمل کبریتی) is the translation of "cording" into Persian.
cording
noun
verb
grammar
Decorative cord, often wrapped in colored fabric or foil [..]
-
(پارچه) سطح شیاردار (مثل شیارهای مخمل کبریتی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cording" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cording" with translations into Persian
-
(باریسمان) بستن · (برق) سیم (که یک سر آن دو شاخ دارد و در پریز جای می گیرد و سر دیگر آن به ابزار برقی مثل رادیو و غیره وصل است) · (جمع) شلوار مخمل کبریتی · (معیار فروش هیزم) یک کپه هیزم (به حجم 6/3 متر مکعب یا بسته ای به طول 4/2 متر و به پهنای 2/1 متر و به بلندی 2/1 متر) · (هر نیرو یا چیزی که پیوند دهد یا به هم ببندد) پیوند · (هیزم) کپه کردن · (پارچه) مخمل کبریتی · (کالبدشناسی) بخش ریسمان مانند · بسته ی هیمه · بصلالنخاع · بند · بند ناف · تار · رسن · رشته · رشمه · ريسمانهاي سيمي · ریسمان · ریسمانها · زه · سیم · شیار · طناب · طناب نازک · قیطان · محکم کردن 0 · مخمل کبریتی · نخ · نخ کلفت · هریک از راه راه های مخمل کبریتی و پارچه های مشابه · همبند · وتر · چله · کرد (یکا)
-
پیچش بیضه
-
سقوط بند ناف
-
خون بند ناف
-
سیم رابط · سیم سیار
-
طناب بیضه ای · طناب خاگی · طناب منوی
-
(کالبدشناسی) مغز تیره · طناب مهره ای · طناب نخاعی · مغز تيره · مغز تیره · مغز تیره ی پشت · نخاع · نخاع شوکی
-
(ریسمان کیسه ی گاز بالون که چون آن را بکشند گاز خارج می شود و بالون پایین می رود - ریسمان چتر نجات که با کشیدن آن چترباز می شود) جر نخ
Add example
Add