Translation of "corned" into Persian

(نگهداری شده در نمک یا آب نمک) نمک زده, نمک خوابانده, نمکی are the top translations of "corned" into Persian.

corned adjective

consisting of grains; granulated [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (نگهداری شده در نمک یا آب نمک) نمک زده

  • نمک خوابانده

  • نمکی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "corned" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "corned" with translations into Persian

  • (انگلیس) قانون منع واردات غله (که در سال 6481 ملغی شد)
  • (کشاورزی) ماشین برداشت و پوست کنی و بوجاری ذرت · ذرت چین
  • (امریکا) ذرت (Zea mays از خانواده ی گندمیان) (Indian corn و maize هم می گویند) · (انگلیس) دانه ی غلات : گندم · (انگلیس) گیاه (یا گیاهان) غله آور · (جو یا ذرت) خوراندن · (عامیانه - در مورد عقیده یا موسیقی یا نمایش و غیره) قدیمی و مبتذل · (عامیانه) ویسکی ذرت · (محلی)دانه ی ریز و سخت : مثلا دانه ی نمک یا شن · (پزشکی) میخچه · (چهارپایان) غله دادن · آزخ · بلال · به دانه تبدیل کردن · تخم ریز و سخت · تريتيكوم ساتیوم · تريتيكوم ولگار · تریتیکوم استیووم · جردا · جو · حبه حبه کردن 0 · دانه دانه کردن · دانه ی ذرت · در آب نمک نگهداری کردن 1 · در نمک خواباندن (گوشت و غیره) · ذرت · ذرت هندي · ذره ذره کردن · راش · روغن ذرت · زئا مایس · غله · غله ی اصلی هر ناحیه : مثلا در انگلیس : گندم - در اسکاتلند و ایرلند: جو دوسر · میخچه · میوه ی ریز و سخت · نمک زدن · وردان · چاودار (و غیره) · گندم معمولي · گندم نان · گندم نرم · یوه
Add

Translations of "corned" into Persian in sentences, translation memory