Translation of "cornered" into Persian

- طرفه, - گوش, دارای (چند) گوش are the top translations of "cornered" into Persian.

cornered adjective verb

Simple past tense and past participle of corner . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • - طرفه

  • - گوش

  • دارای (چند) گوش

  • Less frequent translations

    • گوش
    • گیر افتاده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cornered" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cornered" with translations into Persian

  • بی اهمیت · محرمانه نگاه داشته (به ویژه برای احتراز از مورد بازخواست قرار گرفتن) · ناچیز · پرده پوشی شده · پیش پا افتاده
  • (سابقا در برخی کلیساهای پروتستان دهات امریکا) گوشه ی نزدیک به منبر
  • (بخاری چوب سوز دیواری یا شومینه) · صندلی یا جای نزدیک به بخاری · گوشه ای از اتاق که شومینه و چند صندلی در آن قرار دارند
  • رجوع شود به catty-corner( cater-cornered هم می گویند)
  • بازتابنده گوشهای
  • از سرو ته کار زدن (برای صرفه جویی)
  • (فوتبال) کرنر زدن · ضربه کرنر · کرنر
  • (در زمین فوتبال امریکایی) هر یک از چهار گوشه ی زمین (خط کرنر)
Add

Translations of "cornered" into Persian in sentences, translation memory