Translation of "coroner" into Persian
مامور تجسس قتل, پزشک قانونی, کالبد سنج are the top translations of "coroner" into Persian.
coroner
noun
grammar
a public official who presides over an inquest into unnatural deaths. [..]
-
مامور تجسس قتل
-
پزشک قانونی
The coroner is going to ask you about that.
پزشک قانونی در این مورد از تو سئوال خواهد کرد.
-
کالبد سنج
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "coroner" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "coroner" with translations into Persian
-
صفحه عرضی، صفحه تاجی
-
خروج جرم از تاج خورشیدی
-
(کالبدشناسی) درز قله ی جمجمه · درز تاجی
-
تاجدار · کاکل دار
-
افسر · تاج · تاجدار · تاجگذاری کردن · جایزه یاانعام دادن · مقام شهریاری · پادشاهی · کاکل دار
-
(کالبدشناسی) وابسته به تارک سر یا قله ی جمجمه · تاج کوچک · تاج گل · تاجی · حلقه ی گل · در جهت درز قله ی جمجمه · دیهیم · نیم تاج · هاله مانند · وابسته به تاج یا نیم تاج یا هاله · وابسته به درز قله ی جمجمه · گلچین ادبی
-
تاجگذاری · تکلیل، تتویج، افسر و دیهیم گذاری · جلوس
-
افسر · تاج · تاجدار · تاجگذاری کردن · جایزه یاانعام دادن · مقام شهریاری · پادشاهی · کاکل دار
Add example
Add