Translation of "cottage" into Persian
کلبه, کازه, کاشانه are the top translations of "cottage" into Persian.
cottage
verb
noun
grammar
A small house; a cot; a hut. [..]
-
کلبه
nounA small house; a cot; a hut [..]
I found a beautiful, little cottage in Hawaii.
يه کلبه نُقلي خوشگل تويِ هاوايي پيدا کردم.
-
کازه
nounA small house; a cot; a hut
-
کاشانه
noun
-
Less frequent translations
- (در اردوگاه و غیره) خوابگاه کوچک
- خانه روستایی
- خانه ی ییلاقی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cottage" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "cottage"
Phrases similar to "cottage" with translations into Persian
-
(انگلیس) کارگر کشاورز · (کانادا) مستاجر تابستانی · کسی که در خانه ی ییلاقی زندگی کند · کسی که در مرخصی باشد · کشاورز روزمزد · ییلاق نشین
-
کیک پوشیده از شیره ی غلیظ
-
(به ویژه طی انقلاب صنعتی انگلیس) فرآورد خانگی (مقاطعه دادن کار به صنعتگرانی که آن را در خانه های خود انجام می دهند) · توليد خانگي · صنايع خانگي · صنعت خانگی · صنعت روستایی · کارگاه خانگی (مانند قالی بافی)
-
کارهای دستی
-
سیب زمینی سرخ کرده
-
ترف · لور · پنیر لور · پَنیر کُلبه
-
(معماری) خانه ی چوبی مستطیل
Add example
Add