Translation of "couch" into Persian
کاناپه, سوفا, تخت are the top translations of "couch" into Persian.
couch
verb
noun
grammar
An item of furniture for the comfortable seating of more than one person. [..]
-
کاناپه
furniture for seating of more than one person [..]
Tom fell asleep on the couch.
تام روی کاناپه خوابیده است.
-
سوفا
furniture for seating of more than one person
-
تخت
nounEdward sat at the other end of the couch with Bella's burrito'ed feet in his lap.
ادوارد در انتهای دی گه تخت زیر پاهای بلا نشسته بود.
-
Less frequent translations
- نیمکت
- تختخواب
- زیرکار
- گاس
- آرمیدن
- لمیدن
- خواباندن
- لانه
- (sofa و divan هم می گویند)
- (آبجو سازی) دانه های جو را برای تسریع جوانه زنی به صورت لایه ی نازک پخش کردن 3
- (انگلیس - عامیانه) روان درمانی
- (به طرز خاصی) بیان کردن
- (جانور) پنهان شدن (به منظور حمله)
- (جراحی) آب مروارید را در آوردن (از طریق کنار زدن عدسی چشم با سوزن ویژه) 4
- (در اتاق معاینه و غیره) تخت
- (روی کاناپه) غنودن
- (شعر قدیم) بستر
- (قدیمی) لایه لایه کردن
- (مهجور) پنهان کردن 2
- (مهجور) کنام
- (نقاشی) بطانه
- ادا کردن 0
- اطاق استراحت
- انباشته شدن (مانند برگ های در حال پوسیدگی)
- بر تخت یا بستر قرار دادن
- خف کردن 5
- رنگ اول
- سالن استراحت
- لم دادن
- میان دو لایه گذاشتن 1
- نیمکت (نرم و کوسن دار)
- پایین آوردن (به ویژه فرو آوردن نیزه و سرنیزه و غیره به منظور حمله)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "couch" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "couch"
Phrases similar to "couch" with translations into Persian
-
چمن
-
(امریکا - خودمانی) معتاد به تلویزیون
-
(گیاه شناسی) بیدگیاه (Agropyron repens که ساقه های زیرزمینی و زود گستر دارد و در امریکای شمالی به صورت آفت گیاهی درآمده است) · آگروپيرون رپنس · الیموس رپنس · بيد گياه · مرغ
-
نیمکت تختخوابی · نیمکت قابل تبدیل به بستر · کاناپه ی تختخوابی
-
بيد گياه (اليموس)
-
سر آرتور کویلرکوچ (نویسنده ی انگلیسی)
-
بيد گياه آفريقايي (ديژيتاريا)
-
یکجورقلاب دوزی
Add example
Add