Translation of "covenant" into Persian
پیمان, میثاق, میثاق بستن are the top translations of "covenant" into Persian.
covenant
verb
noun
grammar
(law) An agreement to do or not do a particular thing. [..]
-
پیمان
nounIt requires sacred covenants made in connection with priesthood ordinances.
آن به پیمان های مقدّس به همراهی آئین های کشیشی نیازمند است.
-
میثاق
noun -
میثاق بستن
verb
-
Less frequent translations
- عهد
- بیعت
- شرط
- (الهیات) شرط خداوند با بشر (که در انجیل آمده)
- (انگلیس) تعهد کتبی مبنی بر پرداخت سالیانه ی مبلغی (به ویژه به موسسات خیریه)
- (حقوق) قرارداد رسمی (و مهر و موم شده)
- (رسما و کتبا) قول دادن
- (معمولا به صورت کتبی و به همراه مراسم و تعهدات اخلاقی یا مذهبی) عهد
- ادعای خسارت به خاطر سرپیچی از چنین قراردادی
- عهد کردن
- فصل یا بخشی ازاین گونه قرارداد
- قرارداد- تعهد
- موافقت نامه
- پیمان بستن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "covenant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Covenant
Covenant (Halo) [..]
+
Add translation
Add
"Covenant" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Covenant in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "covenant" with translations into Persian
-
میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی
-
(آمریکا - حقوق) توافق به نفروختن ملک به اشخاص ویژه (مثلا یهودیان یا سیاهپوستان)
-
(به ویژه در مورد ساحره ها) گردهمایی · محفل
-
تابوت
-
سود قراردادی- سود تعهد شده
-
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
-
تابوت عهد · صندوق میثاق (که دو لوحه ی سنگی حاوی ده فرمان موسی در آن قرار داشت)
Add example
Add