Translation of "cowled" into Persian
کلاهدار, کلاهکدار, باشلق دار are the top translations of "cowled" into Persian.
cowled
adjective
Wearing a cowl; hooded; as, a cowled monk. [..]
-
کلاهدار
-
کلاهکدار
-
باشلق دار
-
Less frequent translations
- سرپوش دار
- کلاه بسر
- کلاهک مانند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cowled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cowled" with translations into Persian
-
(جامه ی راهبان) باشلق · (دودکش) کلاهک · (قدیمی) تشت بزرگ دسته دار · cowl lip · باشلق گذاشتن · جلو اتاق اتومبیل (که داشبرد بر آن سوار است) · خرقه ی باشلق دار · درپوش · هرچیز باشلق مانند · کاپوت موتور هواپیما · کلاه بر سر گذاشتن · کلاه چسبیده به خرقه · کلاهک · کلاهک دار کردن · کلاهک یا سرپوش زدن به
-
درپوش · روکش برداشتنی موتور و غیره · کاپوت موتور هواپیما · کلاهک
-
سیاهمرغ زعفرانی
Add example
Add