Translation of "crazy" into Persian

دیوانه, مجنون, احمق are the top translations of "crazy" into Persian.

crazy adjective noun adverb grammar

overly excited or enthusiastic [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دیوانه

    adjective

    They are crazy about jazz.

    آنها دیوانه ی موسیقی جازند.

  • مجنون

    adjective

    One theory is they're just crazy.

    یه نظریه اینه که اونا مجنون هستن.

  • احمق

    noun

    I'm many things, Dervish answers calmly, but I don't think I'm crazy.

    درویش به آرامی جواب می دهد: من خیلی چیزها هستم، اما فکر نکنم احمق باشم.

  • Less frequent translations

    • ديوانِه
    • مَجنون
    • احمقانه
    • خل
    • چل
    • شیدا، شوریده سر، سودائی
    • خراب
    • ترکدار
    • کالفته
    • غیرعاقلانه
    • نابخردانه
    • خم
    • (از خشم یا شگفتی و غیره) از خود بی خود شدن
    • (بسیار) مشتاق
    • (در اصل) معیوب
    • (عامیانه) احمقانه
    • (عامیانه) شیدا
    • اختیار از کف دادن
    • بی عقل
    • بی عقلانه
    • بی مخ
    • دچار جنون
    • دیوانه وار
    • سوراخ شده
    • مرده ی چیزی
    • کج و معوج
    • کج و کوله
    • یک وری
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "crazy" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Crazy
+ Add

"Crazy" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Crazy in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "crazy"

Phrases similar to "crazy" with translations into Persian

  • من زبان انگلیسی را دوست دارم
  • (هر چیزی که از بخش های ناجور وگوناگون درست شده باشد) آش شله قلمکار · صد وصله · قاطی پاتی · لحاف صد تکه (که از به هم دوختن قطعات پارچه ی رنگارنگ درست شده) · لحاف چهل تکه · چهل تکه
  • مورچه دیوانه لانگهورن
  • قورباغه دیوانه
  • من زبان انگلیسی را دوست دارم
  • نام سرکرده ی سرخپوستان داکوتا
  • من زبان انگلیسی را دوست دارم
  • جنون · ديوانگى · دیوانگی · شوریدگی
Add

Translations of "crazy" into Persian in sentences, translation memory