Translation of "cream" into Persian
کرم, سرشیر, خامه are the top translations of "cream" into Persian.
The butterfat/milkfat part of milk which rises to the top; this part when separated from the remainder. [..]
-
کرم
Noun;Adjective nouncolour [..]
It beats eggs and whips cream and all sorts.
تخم مرغ و کرم و همه جور چيز رو مخلوط ميکنه.
-
سرشیر
nounoily part of milk
They made me coffee before I went to work and boiled cream for me!
اکنون قبل از رفتن سرکار به من قهوه میداند، سرشیر گرم میکردند!
-
خامه
oily part of milk [..]
Now I can actually get some cream cheese.
الان مي تونم يه مقدار پنير خامه اي هم بردارم.
-
Less frequent translations
- قیماق
- زدن
- پماد
- سرشیری
- روغن
- زبده
- سرآب
- چرابه
- کیماک
- نخبه
- سرآمد
- مرهم
- (امریکا - خودمانی)حسابی زدن (یا مغلوب کردن)
- (برای پوست) کرم
- (رنگ سرشیر) سپید مایل به زرد
- با خامه پختن 2
- بهترین بخش چیزی را برداشتن
- تبدیل به خامه کردن
- خامه ای
- خامه دار
- خامه زدن
- خامه مانند
- خامه مانند شدن یا کردن
- خامه گرفتن (از شیر)
- دخل کسی را آوردن
- روغن پوست
- سرشیر بستن
- سرشیر زدن به
- سرشیر مانند
- سرشیر گرفتن 0
- له و لورده کردن
- هر خوراک خامه دار
- کرم رنگ
- کفدار کردن یا شدن
- گل سر سبد
- گل سرسبد را بردن 1
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cream" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Cream" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Cream in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "cream"
Phrases similar to "cream" with translations into Persian
-
بستنی چوبی
-
(به ویژه در نیویورک) نوشیدنی حاوی شکلات و شیر و آب گازدار
-
خامه · خامه ترش · سرشیر (که گذاشته اند برای مزه کمی ترش و غلیظ بشود)
-
(آشپزی) سس خامه (کره و آرد و خامه یا شیر را آمیخته و می پزند)
-
خامهگیری · سرشیرگیری
-
(آشپزی) دسر باواریا (مرکب از ژله و خامه و تخم مرغ و مزه ی میوه)
-
بستنی ناپلی (بستنی لایه لایه و رنگارنگ)
-
خامه فام · سرشیر فام · کرم رنگ · کرمی