Translation of "created" into Persian
فریده, مخلوق are the top translations of "created" into Persian.
created
verb
Simple past tense and past participle of create. [..]
-
فریده
-
مخلوق
the created must sometimes protect the creator
مخلوق بعضي وقتها بايد از خالق مراقبت کنه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "created" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "created" with translations into Persian
-
مشترکا ایجاد کردن · همسازی
-
(انگلیس - خودمانی) غرو لند کردن · (قدیمی) مخلوق · (کارهای هنری و فنی و غیره) ساختن · آفریدن · آفریده · ابتکار به خرج دادن · ابداع کردن · انگیختن · ایجاد · ایجاد کردن · بنده ی خدا · به وجود آوردن · بوجود آوردن · خلق · خلق کردن · دادو بیداد کردن · ساختن · سخت شکوه کردن · عنوان (یا رتبه یا شغل یا قدرت) تازه اعطا کردن · نوشتن · هست کردن · پدید آوردن · کتابت · گماشتن
-
آفرینش · تولید کردن · خلقت · پدید آوردن · پیدایش
-
با هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند · در هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند
-
از نو آفریدن · باز آفرینی کردن · دوباره خلق کردن
-
من این آموزش را بیشتر برای تمرین خودم با Unity نوشته ام ، و البته برای تکمیل آموزشهای ویدئویی , آنرا بصورت مجموعه ای از دستورالعمل های گام به گام نوشته ام .
-
آفرینش · تولید کردن · خلقت · پدید آوردن · پیدایش
-
آفرینش · تولید کردن · خلقت · پدید آوردن · پیدایش
Add example
Add