Translation of "cribbing" into Persian
(در امتحان) تقلب, (معدن و تونل و غیره) شمع, رجوع شود به crib biting are the top translations of "cribbing" into Persian.
cribbing
noun
verb
grammar
Present participle of crib. [..]
-
(در امتحان) تقلب
-
(معدن و تونل و غیره) شمع
-
رجوع شود به crib biting
-
Less frequent translations
- رونویسی (از روی ورقه ی دیگری)
- رونویسی (ورقه ی دیگری)
- طاق نگهدار
- طاقبند
- نت
- نت کشیدن
- ورقه ی تقلب
- چوب بست
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cribbing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cribbing" with translations into Persian
-
(آموزش) تقلب (درامتحان) · (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن · (اسب)چوبخوری کردن · (جایگاه دام ها) آخورگاه · (در امتحان) تقلب کردن 0 · (در معدن و تونل و غیره) شمع · (عامیانه) دله دزدی · (عامیانه) دله دزدی کردن · (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه · (کودک را) در بستر گذاشتن 1 · (کودک) تخت دار کردن 2 · آخور (manger هم می گویند) · آخوردار کردن · اتاق کوچک · اتاقچه · انبار غله (در مزرعه) · باره · تخت بچه (که دو سویش نرده دارد) · تختخواب بچه · تختخواب کودک · جا کردن · حصار · خانه ی کوچک · در طویله قرار دادن · دزدی ادبی · دزدی ادبی کردن · راش · راشدان · زیراب · ستورگاه · طاق نگهدار · طاقبند · طویله · عادت به گاز گرفتن چوب داشتن (رجوع شود به crib biting) · غله دان · محدود کردن · نت کشیدن · پل بنیان · چوب بست · کاشانه · کلبه · کمرا
-
انبارهای غله · غلهدانها
-
رجوع شود به sudden infant death syndrome
-
(اسب) عادت به گاز گرفتن چوب (مثلا چوب در یا آخور) همراه با بلعیدن هوا · چوب جویدن
-
(آموزش) تقلب (درامتحان) · (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن · (اسب)چوبخوری کردن · (جایگاه دام ها) آخورگاه · (در امتحان) تقلب کردن 0 · (در معدن و تونل و غیره) شمع · (عامیانه) دله دزدی · (عامیانه) دله دزدی کردن · (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه · (کودک را) در بستر گذاشتن 1 · (کودک) تخت دار کردن 2 · آخور (manger هم می گویند) · آخوردار کردن · اتاق کوچک · اتاقچه · انبار غله (در مزرعه) · باره · تخت بچه (که دو سویش نرده دارد) · تختخواب بچه · تختخواب کودک · جا کردن · حصار · خانه ی کوچک · در طویله قرار دادن · دزدی ادبی · دزدی ادبی کردن · راش · راشدان · زیراب · ستورگاه · طاق نگهدار · طاقبند · طویله · عادت به گاز گرفتن چوب داشتن (رجوع شود به crib biting) · غله دان · محدود کردن · نت کشیدن · پل بنیان · چوب بست · کاشانه · کلبه · کمرا
-
(آموزش) تقلب (درامتحان) · (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن · (اسب)چوبخوری کردن · (جایگاه دام ها) آخورگاه · (در امتحان) تقلب کردن 0 · (در معدن و تونل و غیره) شمع · (عامیانه) دله دزدی · (عامیانه) دله دزدی کردن · (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه · (کودک را) در بستر گذاشتن 1 · (کودک) تخت دار کردن 2 · آخور (manger هم می گویند) · آخوردار کردن · اتاق کوچک · اتاقچه · انبار غله (در مزرعه) · باره · تخت بچه (که دو سویش نرده دارد) · تختخواب بچه · تختخواب کودک · جا کردن · حصار · خانه ی کوچک · در طویله قرار دادن · دزدی ادبی · دزدی ادبی کردن · راش · راشدان · زیراب · ستورگاه · طاق نگهدار · طاقبند · طویله · عادت به گاز گرفتن چوب داشتن (رجوع شود به crib biting) · غله دان · محدود کردن · نت کشیدن · پل بنیان · چوب بست · کاشانه · کلبه · کمرا
-
(آموزش) تقلب (درامتحان) · (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن · (اسب)چوبخوری کردن · (جایگاه دام ها) آخورگاه · (در امتحان) تقلب کردن 0 · (در معدن و تونل و غیره) شمع · (عامیانه) دله دزدی · (عامیانه) دله دزدی کردن · (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه · (کودک را) در بستر گذاشتن 1 · (کودک) تخت دار کردن 2 · آخور (manger هم می گویند) · آخوردار کردن · اتاق کوچک · اتاقچه · انبار غله (در مزرعه) · باره · تخت بچه (که دو سویش نرده دارد) · تختخواب بچه · تختخواب کودک · جا کردن · حصار · خانه ی کوچک · در طویله قرار دادن · دزدی ادبی · دزدی ادبی کردن · راش · راشدان · زیراب · ستورگاه · طاق نگهدار · طاقبند · طویله · عادت به گاز گرفتن چوب داشتن (رجوع شود به crib biting) · غله دان · محدود کردن · نت کشیدن · پل بنیان · چوب بست · کاشانه · کلبه · کمرا
Add example
Add