Translation of "cricketer" into Persian

بازیکن کریکت, کریکت بازی کن are the top translations of "cricketer" into Persian.

cricketer noun grammar

(cricket) a person who plays cricket [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بازیکن کریکت

    individual who takes part in cricket matches

    You recently tweeted a photo with the cricketer Viraj Sharma.

    تو این اواخر یه عکس رو با بازیکن کریکت ویراج شارما ، توئیت کردی

  • کریکت بازی کن

    One boy asked him whether he could play cricket.

    یکی از بچهها از او پرسید که آیا میتواند کریکت بازی کند یا نه.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cricketer" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cricketer" with translations into Persian

  • (حشره شناسی) زنجره ی اورشلیم (تیره ی Stenopelmatidae - بی بال و شاخدار - بومی نواحی خشک غرب امریکا)
  • (اسباب بازی) جیرجیرک · (جانورشناسی) جیرجیرک · (ورزش) بازی کریکت · جیرجیرک · زنجره · زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند - به ویژه زنجره های تیره ی Gryllidae) · چهارپایه ی چوبی · کریکت · کریکت بازی کردن
  • آبدزدكها · سیرسیرکان
  • (جانورشناسی) جیرجیرک کاوگر (تیره ی Gryllotalpidae که ریشه ی گیاه می خورد) · آبدزدک
  • آبدزدكهای مول · گریلوتالپا
  • (اسباب بازی) جیرجیرک · (جانورشناسی) جیرجیرک · (ورزش) بازی کریکت · جیرجیرک · زنجره · زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند - به ویژه زنجره های تیره ی Gryllidae) · چهارپایه ی چوبی · کریکت · کریکت بازی کردن
  • (اسباب بازی) جیرجیرک · (جانورشناسی) جیرجیرک · (ورزش) بازی کریکت · جیرجیرک · زنجره · زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند - به ویژه زنجره های تیره ی Gryllidae) · چهارپایه ی چوبی · کریکت · کریکت بازی کردن
  • (اسباب بازی) جیرجیرک · (جانورشناسی) جیرجیرک · (ورزش) بازی کریکت · جیرجیرک · زنجره · زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند - به ویژه زنجره های تیره ی Gryllidae) · چهارپایه ی چوبی · کریکت · کریکت بازی کردن
Add

Translations of "cricketer" into Persian in sentences, translation memory