Translation of "crow" into Persian
کلاغ, غراب, قوقولیقوقو are the top translations of "crow" into Persian.
A bar of iron with a beak, crook, or claw; a bar of iron used as a lever; a crowbar. [..]
-
کلاغ
nounany bird of the genus Corvus [..]
A lion and a crow in strange alliance, fighting across a sea of corpses.
یک شیر و یک کلاغ ، در یک اتحاد عجیب در دریایی از اجساد مبارزه میکنند.
-
غراب
any bird of the genus Corvus [..]
-
قوقولیقوقو
cry of the rooster
And finally there was a tremendous baying of dogs and a shrill crowing from the black cockerel, and out came Napoleon himself
دست آخر هم سگان بنای پارس کردن را گذاشتند و جوجه خروس سیاه سوخته هم قوقولیقوقو کرد و ناپلئون سر و کلهاش پیدا شد.
-
Less frequent translations
- زاغ
- فخر فروختن
- قوقولیقوقو کردن
- اهرم
- قیق
- لاف
- (به خود) بالیدن
- (جانورشناسی) کلاغ (جنس Corvus از تیره ی Corvidae)
- (صدای خروس) بانگ
- (مانند کودک خوشنود) غان و غون کردن
- (مثل خروس) بانگ زدن
- (نادر) رجوع شود به crowbar
- (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) کلاغ
- بانگ زدن
- به خود نازیدن
- ذوق کردن
- زبان کرو (از خانواده ی زبان های سوان Siouan)
- سرخپوست کرو (عضو قبیله ی کرو که در ایالت های مرکزی امریکا زیست می کنند)
- فخر کردن
- قل قلولو
- قل قلولو کردن
- قوقولی قوقول
- قیق کردن
- مباهات کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crow" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A Native American tribe. [..]
-
کلاغ
nounCrows, on the other hand, show up, and they try and figure it out.
کلاغ ها، اما، می آیند، و تلاش می کنند که از موضوع سر در بی آورند.
Images with "crow"
Phrases similar to "crow" with translations into Persian
-
کلاغ لاشه
-
(جانور شناسی) کلاغ لاشخور (Corvus corone cornix - بومی اروپا) · کلاغ ابلق
-
خروسخوان
-
(جانور شناسی) کلاغ لاشخور (Corvus corone) که بومی اروپاست · کلاغ لاشه
-
خروسخوان
-
(عامیانه) تبعیض نژادی · وابسته به پست شماری سیاهان
-
کلاغ بیسمارک
-
کلاغ جامائیکا