Translation of "cup" into Persian

فنجان, پنگان, جام are the top translations of "cup" into Persian.

cup verb noun grammar

A concave vessel for drinking from, usually made of opaque material (as opposed to a glass). [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فنجان

    noun

    drinking vessel [..]

    A cup of coffee relieved me of my headache.

    یک فنجان قهوه سردردم را تسکین می دهد.

  • پنگان

    noun

    drinking vessel [..]

  • جام

    noun

    trophy in the shape of an oversized cup [..]

    The Jabulani is the official match ball of the 2010 FIFA World Cup.

    جابولانی توپ رسمی بازی جام جهانی 2010 است.

  • Less frequent translations

    • پیمانه
    • کاپ
    • پیاله
    • ساغر
    • استکان
    • کاسه
    • گیلاس
    • سهم
    • پنگانه
    • چمانه
    • کاواکه
    • سرنوشت
    • (برای بادکش کردن) لیوانچه 2
    • (زیست شناسی) اندام پیاله مانند
    • (مجازی) قسمت
    • (پزشکی) بادکش کردن 3
    • با پنگان درآوردن 4
    • بخش کاو ظرف (که از آن می آشامند)
    • به اندازه ی یک فنجان (8 اونس یا 732 میلی لیتر)
    • به شکل فنجان درآوردن (به ویژه دستان را)
    • جام (ظرف فلزی و پایه دار و تزیینی که به عنوان جایزه در مسابقات و غیره می دهند)
    • جام شراب
    • جام قهرمانی
    • درفنجان (یا جام و غیره) ریختن
    • ساغر (به ویژه جام شراب در عشای ربانی)
    • شراب عشای ربانی
    • محتویات فنجان
    • مشروب (شراب یا آب میوه آمیخته با چیزهای دیگر)
    • هرچیز فنجان مانند
    • هریک از دو برآمدگی پستان بند زنانه 0
    • پنگان دیس
    • پنگان سان
    • پنگانی (فنجانی) 1
    • پیاله کردن 5
    • گلدان جایزه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cup" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "cup"

Phrases similar to "cup" with translations into Persian

  • قال
  • جام جم
  • فنجان اندازه گیری · پیمانه · پیمانه (به شکل لیوان)
  • (مکانیک) روغن دان (فنجانک کوچکی که روی بولبرینگ قرار دارد و هنگام گریس کاری آن را پر از گریس می کنند)
  • (به سلامتی دیگران) نوشیدن · (سر میز شام) جامی که در پایان خوراک دست به دست می گردد و هر کس از آن جرعه ای به سلامتی دیگران می نوشد · جرعه ی وداع · نوش · گیلاس آخری
  • (پزشکی) بادکش · خون گیری
  • (کار یا چیز) دلخواه · بحثی دیگر a different cup of tea) · دلپسند · سوگلی · قضیه ای سوای این · محبوب · مطلب · مقوله (بیشتر در این عبارت : مطلبی دیگر · پسند
  • جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶
Add

Translations of "cup" into Persian in sentences, translation memory