Translation of "curtain" into Persian

پرده, جدار, حجاب are the top translations of "curtain" into Persian.

curtain verb noun grammar

A similar piece of cloth that separates the audience and the stage in a theater. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پرده

    noun

    piece of cloth covering a window [..]

    A nurse appeared and disappeared through the tattered curtained doctor's door.

    پرستاری از میان پرده رشته رشته اتاق دکتر پیدا و ناپیدا میشد.

  • جدار

    noun
  • حجاب

    noun

    No one has ever raised that curtain since.

    از آن وقت تاکنون، دیگر کسی این حجاب را پس نزده است.

  • Less frequent translations

    • مانع
    • تیغه
    • پوشش
    • دیوار
    • حاجب
    • اجل
    • مرگ
    • (امریکا - خودمانی - جمع) پایان
    • (تئاتر) پرده ی نمایش
    • (مجازی) آغاز نمایش
    • (معماری) دیوار اتاق (در مقایسه با پایه های آن که بار سقف را تحمل می کنند)
    • (هرچیزی که مانند پرده بپوشاند) لایه
    • (پرده وار) پوشاندن
    • با پرده آذین کردن
    • رجوع شود به curtain call
    • مستور کردن
    • پرده دار کردن
    • پرده زدن به
    • پنهان کردن
    • کشیدن پرده (در آغازو پایان نمایش و غیره)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "curtain" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "curtain"

Phrases similar to "curtain" with translations into Persian

  • (پرده ای که به جای کنار رفتن بالا و پایین می رود - به ویژه در تئاتر) پرده ی افتان
  • (تئاتر و غیره) · بازگشت هنرپیشگان به صحنه (در اثر کف زدن حضار و گاهی برای اجرای برنامه ی اضافی) · کف زدن حضار (به این منظور که هنرپیشگان دگربار به صحنه بیایند)
  • (معماری) دیوار نازک (که وزن طاق را تحمل نمی کند و می توان آن را برچید) · تیغه · دیوار حایل (قلعه) · دیوار کرتین وال
  • (اشاره به شوروی سابق و کشورهای زیر سلطه ی آن) پرده ی آهنین · پرده آهنین
  • (در پایان نمایش) سخنرانی جلو پرده
  • پردهی خیزرانی
  • چوبپرده
  • پایان
Add

Translations of "curtain" into Persian in sentences, translation memory