Translation of "cusped" into Persian
شاخدار, نوک دار are the top translations of "cusped" into Persian.
cusped
adjective
grammar
Having a cusp; pointed. [..]
-
شاخدار
-
نوک دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cusped" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cusped" with translations into Persian
-
(ریاضی) نقطه ی بازگشت · (ستاره بینی و فالگیری - چند روز حد فاصل بین دو برج) بین البروجین · (معماری - برجستگی محل تلاقی دو یا چند طاق ضربی) تیزه ی جناغ · (نجوم - هریک از دو شاخ هلال ماه و غیره)تیزه ی هلال · (هریک از پرده های سه گوش دریچه ی قلب) لت · (هندسه - نوک منحنی تند) راس منحنی · (کالبدشناسی - هریک از برجستگی های تاج دندان) کوهه · بازگشت · تارک · تیزه · راس · سرتیز · سرداس · سرچول · غره ی برج · لته · لخت · نوک (نوک تیز) · پنده · چول سر
Add example
Add