Translation of "damping" into Persian
میرایی, تخفیف, تعدیل are the top translations of "damping" into Persian.
damping
verb
noun
grammar
Present participle of damp. [..]
-
میرایی
-
تخفیف
-
تعدیل
-
خفگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "damping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "damping" with translations into Persian
-
(از دامنه amplitude موج یا نوسان) کاستن · (انرژی یا نیرو و کنش وری را) کاستن · (در موتور و ماشین - با کاستن جریان هوا) آهسته کردن · (سازهای زهی و ضربی به ویژه پیانو و طبل) از بسامد کاستن · (قدیمی) روحیه ی خراب · (معمولا با: down - آتش منقل یا بخاری را) با خاکستر پوشاندن · (میزان اشتعال را) کم کردن · (گازهای زهرین یا قابل انفجار معدن) آتش گاز · آتش دمه · آغار · اندوه · بسامد کاست کردن · دلمرده کردن · دم کردن · رطوبت · سیه نم · فرو کاست کردن · فرونشاندن · فروکاستن · مرطوب · مرطوب کردن · مهار کردن · میراندن · نم · نم دار · نم دار کردن · نم زدن · نمناک · نمور، نمدار، نمسار، نمگین · واپاد (کنترل) کردن · ژف · کاندم · گریزو
-
نسبت میرایی
-
(پارچه و جامه) · نیمه مرطوب از ماشین لباس خشک کنی درآوردن · پارچه یا جامه ای که باید نیمه مرطوب از خشک کن درآورده شود
-
رطوبت · زغار · نم · نمساری
-
مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری
-
مرگ گیاهيچه · گياهچهميري پيشرويشي · گیاهچهمیری
-
سولفید هیدروژن
-
(از دامنه amplitude موج یا نوسان) کاستن · (انرژی یا نیرو و کنش وری را) کاستن · (در موتور و ماشین - با کاستن جریان هوا) آهسته کردن · (سازهای زهی و ضربی به ویژه پیانو و طبل) از بسامد کاستن · (قدیمی) روحیه ی خراب · (معمولا با: down - آتش منقل یا بخاری را) با خاکستر پوشاندن · (میزان اشتعال را) کم کردن · (گازهای زهرین یا قابل انفجار معدن) آتش گاز · آتش دمه · آغار · اندوه · بسامد کاست کردن · دلمرده کردن · دم کردن · رطوبت · سیه نم · فرو کاست کردن · فرونشاندن · فروکاستن · مرطوب · مرطوب کردن · مهار کردن · میراندن · نم · نم دار · نم دار کردن · نم زدن · نمناک · نمور، نمدار، نمسار، نمگین · واپاد (کنترل) کردن · ژف · کاندم · گریزو
Add example
Add