Translation of "darts" into Persian
دارت is the translation of "darts" into Persian.
darts
noun
grammar
Plural form of dart. [..]
-
دارت
throwing game
Hugo said he got hit with some dart.
هوگو گفت که با دارت بهش شلیک کردن.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "darts" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
DARTs
noun
plural of [i]DART[/i]
+
Add translation
Add
"DARTs" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for DARTs in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "darts"
Phrases similar to "darts" with translations into Persian
-
منفک شده، دست کشیده از
-
(جمع) بازی تیرپرانی (که تیرها را بر هدفی به نام dartboard می پرانند) · (حرکت سریع و ناگهانی) تند جنبی · (خیاطی) ساسون · (مانند تیر) حرکت کردن · (مثل تیر) از جا پریدن · (ناگهان و با سرعت) پراندن · افکندن · تند راه رفتن · تیر · تیر (تیر کوچکی که سر آن سوزنی و تیز و ته آن پردار است و با دست به سوی هدف پرتاب می شود) · تیرسانه · جست · جهش · حرکت تند · خیز · دارت · زوبین · زوبینچه · سرعت داشتن · نقل مکان کردن · نیزه · هر چیز زوبین مانند · یکه
-
بازیکن دارت
-
(معماری - گچ بری و حکاکی) نقش تخم مرغ و پیکان
-
جلو/به پیش جهیدن
-
قورباغه زهرآگین
-
قورباغه نیزه سمی آبی
-
(جمع) بازی تیرپرانی (که تیرها را بر هدفی به نام dartboard می پرانند) · (حرکت سریع و ناگهانی) تند جنبی · (خیاطی) ساسون · (مانند تیر) حرکت کردن · (مثل تیر) از جا پریدن · (ناگهان و با سرعت) پراندن · افکندن · تند راه رفتن · تیر · تیر (تیر کوچکی که سر آن سوزنی و تیز و ته آن پردار است و با دست به سوی هدف پرتاب می شود) · تیرسانه · جست · جهش · حرکت تند · خیز · دارت · زوبین · زوبینچه · سرعت داشتن · نقل مکان کردن · نیزه · هر چیز زوبین مانند · یکه
Add example
Add