Translation of "dealings" into Persian
معامله is the translation of "dealings" into Persian.
dealings
noun
grammar
Plural form of dealing. [..]
-
معامله
nounYou don't do drugs while conducting a deal.
موقعي که يه معامله انجام ميدي مواد نکش.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dealings" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dealings" with translations into Persian
-
از پس چیزی برآمدن · تا کردن · حل و فصل کردن · درگیر بودن · دست و پنجه نرم کردن · رسیدگی کردن · رفتار كردن · سر و سامان دادن · سر و کار داشتن · سر و کله زدن · کلنجار رفتن · کنار آمدن
-
(امریکا - خودمانی - موادمخدر) دست فروشی کردن · (با: with یا in) معامله کردن با · (با: with) رفتار کردن · (با: with) پرداختن به · (بازی ورق) ورق دادن · ادامه دادن · بخش کردن · بده و بستان · برآمدن · تخته (به ویژه از چوب کاج و صنوبر) · تقسیط کردن · توده · توده کاه · حریف شدن · حصه دادن · خرید ارزان · داد و ستد · داد و ستد کردن · دادن · دست · دست دادن · دسته · دودکش · دور (بازی) · روش · زدن · زیاد · ساخته شده از این چوب ها · سر و کار داشتن · سهم دادن · سودا · سوداگری · سیاست · سیل کلمات · سیلاب · طرز رفتار · فراوان · فراوانی · فروختن · قرارداد معامله · مربوط بودن · معامله · معامله کردن · مقدار · مقدار زیاد · میزان · میزان متنابه · وابسته بودن به · وارد آوردن · چوب صنوبر · چوب کاج · کار و بار · کاسبی داشتن · کوه · کوهستان · کوهستانی · گیر و ده 0
-
(تظاهر به انجام یک کار و سپس انجام عکس آن کار) دورویی · تزویر · حقه بازی · دورنگی · کلک زنی · گول زنی
-
شخص مهم
-
معامله
-
مبادله سهامی که تعهد دارنده اختیار خریدراحذف می کند
-
معامله سلف کردن
Add example
Add