Translation of "deceivable" into Persian
فریب خور, فریفته شدنی, گول خور are the top translations of "deceivable" into Persian.
deceivable
adjective
grammar
Able to be deceived; gullible. [..]
-
فریب خور
I understand now where the unpleasantness is of being deceived in a legal marriage
آخر من میفهمم که اگر آدم در عقد مذهبی فریب بخورد، بچه نوع ناراحتیهایی پیشمیآید.
-
فریفته شدنی
-
گول خور
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "deceivable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "deceivable" with translations into Persian
-
(قدیمی) خیانت کردن · (قدیمی) وقت تلف کردن · آورندیدن · اغفال کردن · تقلب کردن · دروغ گفتن · دورویی کردن · فریب · فریب دادن · فریفتن · مغبون کردن · نارو زدن · نیرنگ به کار بردن · کنوریدن · گول زدن
-
ادم متقلب یاکلاه بردار · فریبنده · گول زن
-
(قدیمی) خیانت کردن · (قدیمی) وقت تلف کردن · آورندیدن · اغفال کردن · تقلب کردن · دروغ گفتن · دورویی کردن · فریب · فریب دادن · فریفتن · مغبون کردن · نارو زدن · نیرنگ به کار بردن · کنوریدن · گول زدن
-
(قدیمی) خیانت کردن · (قدیمی) وقت تلف کردن · آورندیدن · اغفال کردن · تقلب کردن · دروغ گفتن · دورویی کردن · فریب · فریب دادن · فریفتن · مغبون کردن · نارو زدن · نیرنگ به کار بردن · کنوریدن · گول زدن
-
(قدیمی) خیانت کردن · (قدیمی) وقت تلف کردن · آورندیدن · اغفال کردن · تقلب کردن · دروغ گفتن · دورویی کردن · فریب · فریب دادن · فریفتن · مغبون کردن · نارو زدن · نیرنگ به کار بردن · کنوریدن · گول زدن
Add example
Add