Translation of "declination" into Persian
میل, سرازیری, فروروی are the top translations of "declination" into Persian.
declination
noun
grammar
At a given point, the angle between magnetic north and true north. [..]
-
میل
astronomical coordinate
-
سرازیری
-
فروروی
-
Less frequent translations
- نکول
- پسرفت
- چامگوشه
- انحطاط
- شیب
- نشیب
- تباهی
- زوال
- فساد
- فرود
- (عقربه ی قطب نما و غیره) زاویه ی انحراف
- (قدیمی) زوال
- (نجوم) میل
- اریب روی
- جواب رد دادن
- خودداری کردن (باادب)
- رد کردن
- مورب بودن
- گوشه ی چام
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "declination" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Declination
+
Add translation
Add
"Declination" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Declination in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "declination"
Phrases similar to "declination" with translations into Persian
-
کاهش در خدمات فیزیکی
-
(اخلاقیات و غیره) پست شدن · (به سوی پایین) خمیدن · (دستور زبان) صرف کردن · (سلامتی یا نیرو یا ارزش و غیره) کم شدن · (قدیمی) بیماری نحیف کننده · (مودبانه) رد کردن · از دست دادن (سلامتی) · افول کردن · انحطاط · بخش نهایی 3 · بخش پایانی · به پایان نزدیک شدن · تقلیل · تقلیل یافتن · تنزل · خماندن · خمش · خمیدگی (به سوی پایین) · خودداری کردن · دوران افول 1 · رو به اتمام گذاشتن · زوال · سر باز زدن · سرازیر شدن · سرازیری · شیب · طفره رفتن · فرتوتی · فرورفتن · فروشدن · فروپیچیدن · فساد · میرایی · میرندگی 2 · نزول · نزول کردن · نشیب · نپذيرفتن · پس رفتن · پس زدن · کاستی 0 · کاهش · کاهش یافتن · کاهیدن
-
زوال جنگل
-
زوال
-
انحراف مغناطیسی · میل مغناطیسی · کژرفت برکشندی
-
(دستور زبان) قابل صرف · دارای اجزای قابل صرف
-
تنزل دادن · کاهش دادن
-
اریبی · یک وری شده
Add example
Add