Translation of "dedication" into Persian
فداکاری, گشایش, وفاداری are the top translations of "dedication" into Persian.
(uncountable) The act of dedicating or the state of being dedicated. [..]
-
فداکاری
and I should hope also the dedication of the scientist.
و من امیدوارم که تحت تاثیر فداکاری او نیز بوده باشد.
-
گشایش
noun7 The same words of praise were given prominence during the dedication of Jehovah’s temple built by David’s son Solomon.
۷ طی مراسم گشایش معبدِ یَهُوَه که سلیمان، پسر داود آن را بنا نمود، همان عبارات ستایشآمیز در میان سرودهای لاویان شنیده میشد.
-
وفاداری
nounWhat about your dedication vow or your marriage vow?
ما تلاش میکنیم که با وفاداری به نذر یا عهدمان به یَهُوَه خدا پایبند بمانیم.
-
Less frequent translations
- ایثارگری
- کتیبه
- بیعت
- تابعیت
- جانفشانی
- از خودگذشتگی
- افتتاح (به ویژه طی مراسم مذهبی یا رسمی)
- تقدیم نامه (آنچه روی کتاب می نویسند و آن را به کسی تقدیم می کنند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dedication" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
اهدا، تخصیص
Phrases similar to "dedication" with translations into Persian
-
سرور اختصاصی
-
سرمایه اهدایی
-
(برای هدف مقدس یا در راه خدا) وقف کردن · (حقوق) عام المنفعه کردن · (ساختمانی را با مراسم مذهبی) نام گذاری کردن · (قدیمی) فداکار · اختصاص دادن · افتتاح کردن · اهدا کردن · ایثار کردن · به همگان اختصاص دادن · تقدیم کردن · جانفشان · جانفشانی کردن · فدا کردن · همگانی کردن · واگذاشتن · وقف کردن · پیشکش کردن · گشودن
-
(کامپیوتر) منحصر به کار بخصوص · اختصاصی · ازخود گذشته · ایثارگر · جانفشان · زمان گذشته و اسم مفعول : dedicate · فداکار · متعهد · وقف شده
-
اهدا کننده · وقف کننده · پیشکش کننده