Translation of "defined" into Persian
تعریف شد, تعریف شده, تعریف کردن are the top translations of "defined" into Persian.
defined
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of define. [..]
-
تعریف شد
Death penalty in America is defined by error.
مجازات اعدام در آمریکا بر اساسی نادرست تعریف شده است.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "defined" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Defined
-
تعریف شده
Death penalty in America is defined by error.
مجازات اعدام در آمریکا بر اساسی نادرست تعریف شده است.
-
تعریف کردن
VerbBut it was a defining time for me as a young boy.
اما زمان مناسبی برای تعریف کردن خودم به عنوان ی پسربچهای باشم.
Phrases similar to "defined" with translations into Persian
-
درست تعیین یا معنی نشده · مبهم · نامشخص · نامعلوم · نامعین
-
(کاملا) معلوم · معین · واضح
-
سیمز سیستمهای اطلاعاتی را به عنوان ابزاری برای دستیابی به منافع بیشتر برمیشمرد.
-
تصریح کردن · تعریف کردن · تعیین کننده · محدود کردن
-
معادله معرف
-
(حدود و ثغور چیزی را) معلوم کردن · (عکس و غیره) به روشنی نشان دادن · (ماهیت چیزی را) معلوم کردن · (واژه) معنی دادن یا کردن · (ویژگی چیزی را) برشمردن · تعریف کردن · تعیین کردن · تمیز دادن · توضیح دادن · شرح دادن · شناساندن · متمایز کردن · محدود کردن · مشخص کردن · معین کردن · چم داشتن · چم کردن
-
حسابداری کارفرما برای مزایای تعریف شده طرح بازنشستگی
-
راديوي نرم افزاري
Add example
Add