Translation of "deformation" into Persian
تغییر شکل, دژدیسی, دژواری are the top translations of "deformation" into Persian.
deformation
noun
grammar
The act of deforming, or state of being deformed. [..]
-
تغییر شکل
In materials science, any changes in the shape or size of an object
She was born with very badly deformed back legs and pelvis.
او با تغییر شکل شدید پشت پاها و لگن خاصره به دنیا آمده بود.
-
دژدیسی
-
دژواری
-
Less frequent translations
- دگردیسی
- دگرریختی
- نادیسی
- بدریختی
- کرنش
- (فیزیک - تغییر شکل در اثر فشار یا کشش) دگردیسی
- از ریخت افتادگی (از دست دادن شکل اولیه)
- اندام دژدیس (بدریخت شده)
- دژ اندامی
- زشت سازی
- زشت شدگی
- نقص عضو
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "deformation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Deformation
+
Add translation
Add
"Deformation" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Deformation in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "deformation" with translations into Persian
-
تغییر شکل
-
دگرديس ناپذير
-
دگردیس پذیر
-
سیخ گول رَخ دار
-
(اخلاقی) کژراهی · آهوناکی · از ریخت افتادگی · انحراف · اندام دژدیس · بدریختی · بدشکلی · دژ دیسی · زشت خویی · زشتی · عضو معیوب و بدشکل · فساد · معیوب شدن · گمراهی
-
(فیزیک - با فشار یا کشش شکل چیزی را عوض کردن) دگردیس کردن · از ریخت انداختن · از شکل انداختن · بدریخت کردن یا شدن · بدشکل کردن یا شدن · دژ اندام کردن یا شدن · دژدیس کردن یا شدن · دژوار کردن · دگر ریخت کردن یا شدن · زشت کردن · معیوب کردن · نادیس شدن یا کردن
-
تغییرشکل مومسان شدید
-
از ریخت افتاده · بدریخت · بدشکل · دفرمه · دژ دیس · رَخ دار · زشت · معیوب · ناقص · کج و کوله
Add example
Add