Translation of "depend" into Persian
اعتماد کردن, وابسته بودن, (با: on) اطمینان کردن به are the top translations of "depend" into Persian.
depend
verb
grammar
(now literary) To hang down; to be sustained by being fastened or attached to something above. [..]
-
اعتماد کردن
verb -
وابسته بودن
verbMy family has always depended on snow and ice.
خانواده من همیشه به برف و یخ وابسته بودن
-
(با: on) اطمینان کردن به
-
Less frequent translations
- (بیشتر با: on) بستگی داشتن به
- (حقوق) معلق بودن
- (نادر) آویختن از
- آونگان بودن
- اتکا کردن به (یا داشتن به)
- به امید (کسی یا چیزی) بودن
- دلگرمی داشتن به
- روی کسی حساب کردن
- شرط بستن
- متکی بودن به
- معوق بودن
- منوط بودن
- منوط بودن به
- موکول بودن به
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "depend" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "depend" with translations into Persian
-
اعتبار · اعتماد پذیری – قابلیت اعتماد · توکل پذیری · قابلیت اطمینان · قابلیت اعتماد · قابلیت اعتماد و اطمینان
-
متغیر وابسته و مستقل
-
(دستور زبان) جمله واره ی وابسته · بندوابسته (subordinate clause هم می گویند) · جمله معترضه
-
وابستگی اقتصادی
-
وابستگی به ماریجوانا
-
وابسته
-
وابستگیها
Add example
Add