Translation of "dereliction" into Persian
ترک, قصور, دورافکنی are the top translations of "dereliction" into Persian.
dereliction
noun
grammar
willful neglect of one's duty [..]
-
ترک
noun -
قصور
It is a gross dereliction of my duty.
این برای من قصور بزرگی است در انجام دادن وظیفه!
-
دورافکنی
-
Less frequent translations
- دوراندازی
- واهشتگی
- ولنگاری
- پرویش
- مسامحه
- ویرانی
- (حقوق) به دست آوردن زمین به خاطر عقب نشینی آب دریا و غیره
- بی صاحبی
- ترک شدگی
- زمین یافتن
- سست کاری
- فتور و سستی
- متروکه سازی
- ول شدگی
- کوتاهی (در انجام وظیفه)
- کوته کاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dereliction" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dereliction" with translations into Persian
-
زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
-
(آدم بی چیز و بی کار) ولگرد · (زمینی که به خاطر پسروی آب آشکار شود) زمین لخت · (چیزی که توسط صاحبش دور افکنده شده باشد) دورافکنده · (کسی که در انجام وظیفه کوتاهی کند) وظیفه نشناس · بی صاحب · بی مبالات · بیکاره · ترک شده · رها شده · زمین یافته · سر به هوا · سست کار · متروکه · متزلزل · مخروبه · مسامحه کار · مطرود · نوزمین · واهشته · ول · ول شده · ولنگار · ویران · پرویشگر · کوتاهکار
Add example
Add