Translation of "derivative" into Persian
مشتق, ماخوذ, اشتقاقی are the top translations of "derivative" into Persian.
derivative
adjective
noun
grammar
Imitative of the work of someone else. [..]
-
مشتق
nounoperation in calculus
It was a kind of joke, because it's got a double derivation from the Greek.
یکجور شوخی بود، چون مشتق گیری دوگانه از کلمهای یونانی است.
-
ماخوذ
adjective -
اشتقاقی
-
Less frequent translations
- تقلیدی
- جدامد
- غیراصلی
- فرآمده
- فرآمدی
- فراگردی
- فرعی
- (ریاضی) وامد
- (زبان شناسی - واژه ای که از راه وندافزایی از واژه دیگر مشتق شده است) سرشته
- (شیمی - ماده ای که از راه تغییرات شیمیایی از ماده ی دیگری مشتق شده است) فرآمده
- ابزار مشتقه
- ریشه گرفته از
- غیر اصیل
- مشتق شده
- گرفته شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "derivative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "derivative" with translations into Persian
-
اسیدهای كوماريك · مشتقات كوماريك اسيد · کوماریک اسیدها
-
مشتق دوم
-
مشتق جهتدار
-
مشتق
-
تابع اولیه، ضد مشتق
-
سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
-
Derivatives_market
-
اشتقاق
Add example
Add