Translation of "derogative" into Persian

خفت اور, منافی باشئونات, کاهنده شئونات یابها are the top translations of "derogative" into Persian.

derogative adjective noun grammar

disparaging, tending or intending to be belittling. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خفت اور

  • منافی باشئونات

  • کاهنده شئونات یابها

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "derogative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "derogative" with translations into Persian

  • بی آبرو کردن · تضعیف (قدرت یا موقعیت) · تنزل رتبه · خفت دادن · خوار کردن · خودکوچک سازی · عمل موهن · مورد نکوهش و بدگویی قرار دادن · ناتوان سازی · کاهش (اعتبار و مقام) · کم توان سازی
  • (با from) کاستن از (جنبه های خوب چیزی) · (قدیمی) معیوب کردن · آبروی خود را بردن · تحقیر نمودن · خود را خوار و خفیف کردن · خیط شدن یا کردن · نکوهیدن · نیکوکاهی کردن · کم ارزش کردن · کوچک شمردن
  • بی آبرو کردن · تضعیف (قدرت یا موقعیت) · تنزل رتبه · خفت دادن · خوار کردن · خودکوچک سازی · عمل موهن · مورد نکوهش و بدگویی قرار دادن · ناتوان سازی · کاهش (اعتبار و مقام) · کم توان سازی
Add

Translations of "derogative" into Persian in sentences, translation memory