Translation of "despiteful" into Persian

بدجنس, (قدیمی) کینه توز are the top translations of "despiteful" into Persian.

despiteful adjective grammar

Full of despite. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بدجنس

  • (قدیمی) کینه توز

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "despiteful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "despiteful" with translations into Persian

  • استغنا · اهانت · با اینکه · با وجود · باوجود · بدخواهی · برخلاف · بغض · به رغم · بیزاری · تجاوز (به حیثیت و آبرو) · تحقیر · توهین · حقارت · خفیف سازی · رویگردانی · علی رغم · علیرغم · فراسوی · نفرت · کار تحقیرآمیز · کینه
  • من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
  • ناشی ازکینه یالج · کینه دار
  • علیرغم اینکه این الگوریتمها توپولوژی های اصلی را بهبود میدهند
  • استغنا · اهانت · با اینکه · با وجود · باوجود · بدخواهی · برخلاف · بغض · به رغم · بیزاری · تجاوز (به حیثیت و آبرو) · تحقیر · توهین · حقارت · خفیف سازی · رویگردانی · علی رغم · علیرغم · فراسوی · نفرت · کار تحقیرآمیز · کینه
  • استغنا · اهانت · با اینکه · با وجود · باوجود · بدخواهی · برخلاف · بغض · به رغم · بیزاری · تجاوز (به حیثیت و آبرو) · تحقیر · توهین · حقارت · خفیف سازی · رویگردانی · علی رغم · علیرغم · فراسوی · نفرت · کار تحقیرآمیز · کینه
Add

Translations of "despiteful" into Persian in sentences, translation memory