Translation of "despotic" into Persian

مطلق, مستبدانه, استبدادی are the top translations of "despotic" into Persian.

despotic adjective grammar

Of or pertaining to a despot or tyrant. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مطلق

    adjective
  • مستبدانه

    adjective

    Philip writhed under that despotism which never vouchsafed a reason for the most tyrannous act.

    فیلیپ در برابر این خودکامگی که برای این عمل مستبدانه هیچگونه دلیل موجهی نداشت، به خود میپیچید.

  • استبدادی

    adjective

    He tried to argue with himself; he laid the blame upon his own despotic temper.

    درست است که میکوشیدبه خود اندرز دهد، و از استبدادی که داشت خود را سرزنش کند.

  • Less frequent translations

    • ستمگرانه
    • مستبد
    • خودکامه
    • باخودکامگی
    • جابر
    • خودرای
    • خودسر
    • ستمگر
    • خودسرانه
    • طرفدار استبداد
    • مردم آزارانه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "despotic" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "despotic" with translations into Persian

  • خودرای · خودسر · مستبد
  • ازروی خودسری یاخودرایی · ظالمانه · مستبدانه
  • (در اصل) ارباب (عنوان برخی از طبقات حکمفرما در یونان قرون وسطی) · بیدادگر · جبار · حاکم مطلق · خان · خودسر · خودکامه · ستمگر · سلطان ظالم · سلطان مستبد · ظالم · قدر قدرت · مردم آزار
  • مستبدانه رفتارکردن
  • استبداد · بیداد · جور · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · حکومت مطلقه (بدون پارلمان) · خودسری · خودکامگی · دیکتاتوری · ستم · ستمگری · ظلم · ظلم وستم · مردم آزاری
  • استبداد
  • (در اصل) ارباب (عنوان برخی از طبقات حکمفرما در یونان قرون وسطی) · بیدادگر · جبار · حاکم مطلق · خان · خودسر · خودکامه · ستمگر · سلطان ظالم · سلطان مستبد · ظالم · قدر قدرت · مردم آزار
Add

Translations of "despotic" into Persian in sentences, translation memory