Translation of "deterrent" into Persian
بازدارنده, منع کننده, بازدار are the top translations of "deterrent" into Persian.
deterrent
adjective
noun
grammar
Serving to deter, preventing something from happening [..]
-
بازدارنده
adjective nounThe toxicity is an effective deterrent to scavengers.
مسموم بودن يک عامل بازدارنده ي موثر براي جلوگيري از جانورها هست.
-
منع کننده
adjective noun -
بازدار
-
Less frequent translations
- پاگیری
- پیشگیر
- امتناع
- انصراف انگیز
- سلاح (یا چیز) بازدار یا انصراف انگیز
- مانع شونده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "deterrent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Deterrent
-
بازدارنده، منع کننده
Phrases similar to "deterrent" with translations into Persian
-
بازدارندههاي تخمگذاري
-
آنتیفیدانتها · بازدارندههاي غذايي · خوراكبازدارندهها · مهاركنندههاي غذايي
-
انصراف انگیزی · باز دارندگی – منع · بازدارش (از طریق تهدید به عمل متقابل) · بازداری · سیاست انباشتن سلاح های اتمی به منظور منصرف کردن دشمن احتمالی از حمله · منع · منع کننده
-
انصراف انگیزی · باز دارندگی – منع · بازدارش (از طریق تهدید به عمل متقابل) · بازداری · سیاست انباشتن سلاح های اتمی به منظور منصرف کردن دشمن احتمالی از حمله · منع · منع کننده
Add example
Add